عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
86
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
پدر مىخواهد ، به خواستگارى نمىآيد . ابو تمّام در شعر خويش بدانها مثل زده و گفته : امّا القوافى فقد حصّنت عذرتها * فما يصاب دم منها و لا سلب منعت الّا من الأكفاء منكحها * و كان منك عليها العطف و الحدب و لو عضلت عن الاكفاء ايّمها * و لم يكن لك فى اطهارها « 1 » ارب كانت بنات نصيب حين ضنّ بها * عن الموالى و لم تحفل بها العرب يعنى : تو بكارت قافيهها را استوار نگاه داشتى كه نه كسى از آنها خونى ديد و نه جامهاى . آنها را از هر خواستگار و شويى - جز همالان خود - بازداشتى ، در حالى كه تو در حق آنان دلسوز و مهربان بودى . و اگر تو از شوهر دادن دختران امساك كنى - هر چند كه در مال و خواستهء شوهران گرامى آنها ، تو را حاجتى نيست - آن دختران [ شعر تو ] همچون دختران نصيب گردند كه او آنها را به خواستگاران عجم نداد و كسى از عرب نيز آنها را نخواست . بنات وردان . كرمهايى كه در نجاست زندگى مىكنند ، سوسك . صاحب بن عبّاد شبى در مجلسى كه بوى ناخوش آنجا او را مىآزرد به صاحبخانه گفت : فما عدمنا من الكنيف كما * قعدت الّا بنات وردان در اين جا كه تو نشستهاى ، جز سوسك چيزى از مستراح كم ندارد . بنت الحارث بن عباد . از زنانى كه در زيبايى و ارجمندى به دو مثل زنند دختر حارث بن عباد است . جاحظ دربارهء زنى از بنى مرّه خوانده : جاؤا بحارشة « 2 » الضّباب كانّما * جاؤا ببنت الحارث بن عباد
--> ( 1 ) - متن : اطهار . ضبط ابراهيم صالح را برگزيديم ( م ) . ( 2 ) - متن : بحارثة . ضبط ابراهيم صالح را برگزيديم . ( م . )